عشق را تجربه کن... گل من،قلبت را،به خداوند سپار...آن همه تلخی و غم،این همه شادی ...و ایمانت را...گاهی از عشق گذر کن و دلت را،بسپاربه خداوندی کهخوب می داند گل من،سهم تو از دل چیست...گاه،دلتنگ شوی،گاه،بی حوصله و سخت و غریبو زمانی را هم،غرق شادی و پر از خنده و عشق...همه را ای گل ناز،به خداوند سپار...خاطرت جمع،عزیز.که عدالت ،خصلت مطلق اوست...گل نازم،این بارچشم دل را وا کن...دست رد بر دل هر غصه بزنحرفهایت را،گرم و آرام و بلند،به خداوند،بگو...عشق را،تجربه کنحرف نو را این بار،از لب شاد چکاوک بشنوقطره آبی بچکان،بر کویر دل و بر بایر این عاطفه ها...گل من،در این سال،که پر از روز و شب است،و پر از خاطره ها یی تازهچشم دل را،نو کنو شبیه شب و شبنم،غرق موسیقی باشلحظه ها،می گذرند،تند و بی فاصله از هم...مثل آن لحظه که دیروز شد ومثل آن روز که انگار،گلم،هرگز از ره نرسید......آری ای خوب قشنگ،زندگی،آمدن و رفتن نیست...خاطره ها هستند،گاه شیرین و گهی تلخ و غریببهتر آن است که در روز جدید،فکر را نو بکنیم،عشق را،سر بکشیمو دل تار غمین رابنشانیم سر سفره نور،خانه اش را بتکانیم سپسهر درو پنجره را،سوی چشمان خدا وا بکنیم...روز نو،آمده استو بهار هم امسال،مثل هر سال از آغوش خدا،می رویدکاش،این بار،گلم،...با دل گرم زمین،عهد بندیم،دگر،قدر بودن ها را،خوب تر می دانیم...و خدا را هر روز،از نگاه همگان می خوانیم...فاصله،بسیار است بین خوبی و بدی...می دانم،،ولی ای ماه قشنگ،آن چه در ما جاری است،این همه فاصله نیستچشمه گرم وصال است و عبور...زندگی...می گذرد،تند و آسان و سبک...عاشق هم باشیم،عاشق بودن هم،عاشق ماندن هم،عاشق شادی و هر غصه هم...روز نو،هر روز است،فکر را،نو بکنیم......عشق را،سر بکشیم...زندگی،می گذرد... تند،آسان و سبک...