احمد رضا
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد
احمد رضا
بگو این آرامش تا ابد پاربر جاست ..... همه چی آرومه ، تو به من دل بستم این چقدر خوبه ، تو کنارم هستی همه چی آرومه ، غصه ها خوابیدند شک نداری ، دیگه تو به احساس من من چقدر خوشبختم ، همه چی آرمه تشنه چشمهاتم ، من را سیراب کن
احمد رضا
نيش هيچ عقربي کشنده تر از عقربه هاي ساعت نيست
احمد رضا
ترو خدا یکی اون درو باز کنه
احمد رضا
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا،..آن قدر نمی گویی تا دیر می شود راستی می دانی ......ناگهان چه زود دیر می شود ؟؟!!
احمد رضا
چه آسان میتوان از یادهـا رفت !
احمد رضا
پاره ای جاده بدهید
می خواهم
دلم را فراری بدهم
با غمی که
...دست بردار نیست
احمد رضا
در نظر اول دل باختم همان که حلال بود مادر بزرگم میگفت بچه بودم. دیدمت، دلم لذرید گو نه ام سرخ شد. خدا خندید دشت سبز شد باران بارید و خدا از احساس پاکم خوشنود از من و تو راضی بود. راستی وقتی دلم میلرزید حول شدم! به گمانم افتاده چند صباحیست پیش من نیست حواسم نیز به دنبالش رفته دلو حوشو حواسم به گروی دوست داشتنم پیش تو جا مانده. وقتی دلم لزید و خدا خندید عشقم از خواب پرید و در عمق نگاهت خودش را دید.
1000000+
15 سال و 4 ماه و 20 روز و 11 ساعت و 20 دقيقه قبل
15 سال و 4 ماه و 20 روز و 11 ساعت و 18 دقيقه قبل