احمد رضا
بلاخره برگشت پیشم ... مدام بهم می گفت ببخشم ...چند تا گل سفید هم برام آورده بود ..
ساعت ها با هم گریه کردیم .. لباسی رو که دوست داشتم برایم پوشیده بود ... چه حس خوبی بود وقتی باز هم برایم حرف میزد ! من سکوت کرده بودم و فقط گوش می کردم ...
حتی نتونستم بهش سلام کنم !
کم کم داشت میرفت .. آخه هوا داشت تاریک میشد ، اون نمی تونست زیاد بیرون باشه !
گفت بازم میام پیشت ! اشکاشو پاک کرد !
...با گلاب سنگم رو شست و فاتحه ای خواند و رفت !
منم با چشمانم ، باز تعقیبش کردم...
من هنوز هم در سکوت منتظر دوباره اومدنشم !
آخر هم نفهمیدم کی آدرس منو داده بود بهش !
احمد رضا
آیا قبل از ازدواج در مورد گذشته خود به طرف مقابل چیزی میگویید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
احمد رضا
سلااااااااااااام به ...................همه.......
احمد رضا
توسط موبایل
گـــــــــــــل...اس اس ۱_۰مس
سلاااااام.....من قبول شدمممم
15 سال و 1 ماه و 6 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبلسلاااااااااااااام الماه جون خوبیییییی؟؟کجا قبول شدیییییی؟؟؟
15 سال و 1 ماه و 6 روز و 7 ساعت و 17 دقيقه قبلایین نامه قبولیدم.....
15 سال و 1 ماه و 6 روز و 7 ساعت و 12 دقيقه قبل