احمد رضا
با تو پر شور و نشاطم ، تو هیاهوی نگاتم ، تو یه آواز قشنگی ، من تو آهنگ صداتم ، مثل خنده رو لباتم ، مثل اشک رو گونه هاتم ، تو رو می بوسم انگار ، شاعر شعر چشاتم
احمد رضا
گلبرگ به نرمی چو بر و دوش تو نیست مهتاب به جلوه چون بنا گوش تو نیست پیمانه به تاثیر لب نوش تو نیست آتشکده را گرمی آغوش تو نیست
احمد رضا
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.
احمد رضا
چه زود با هـم بودنمان خاطره شد ....
احمد رضا
حالا فهمیدم چرا ترکم کرد و رفت من میخواستم مالک دلش باشم امـــا او فقط یک مستـاجر میخواست !!!
احمد رضا
انتظارت چه زیباست وقتی که لبه جاده ی دل تنگی ایستادم وتو با شاخه گلی از بهانه های عاشقانه می ایی
احمد رضا
واژه هایم رنگ باران دارد وقتی از تو مینوسم قلبم خیس دلتنگی است وچشمانم طوفانی
احمد رضا
تحمل اینهمه تکرار از حوصله من افزونتر است آی زندگی دلم را به کجایت خوش کرده ام ؟!
احمد رضا
به شانه ام میزنی که تنهایی ام را بتکانی....؟ به چه دل خوش کرده ای....؟ به تکاندن برف از شانه ی آدم برفی؟
احمد رضا
تو کتاب کمکهای اولیه مون نوشته بود: سوختگی درجه یک کمی دردناک است، سوختگی درجه دو عمیق تر و بسیار دردناک بوده، اما در سوختگی درجه سه تمام لایهها میسوزند و از بین میروند، در نتیجه مصدوم درد چندانی احساس نمیکند… مردم ما بیغیرت نشدهاند، سوختهاند.
احمد رضا
با عشق باریدم اما چه حیف که با چتر آمدی...!
احمد رضا
ثبت ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺩﺭ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﺍﻡ .. ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺛﺒﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ !.. ﺟﺰ ﺍﺣﻮﺍﻟﻢ!!!