احمد رضا
غضنفر چهار تا قالب صابون میخوره تا به مرز خودكفایی برسه!
احمد رضا
و حوا به آدم گفت : آیا دوستم داری ؟ و آدم پاسخ داد : مگه خبر مرگم چاره دیگه ای هم دارم! و اینگونه بود که عشق آغاز شد ! ….
احمد رضا
در آن شهرى كه دزدانش عصا از كور مى د زدند,من از خوش باورى آنجا محبت جست وجو كردم
احمد رضا
وقتي خواستم زندگي كنم راهم را بستند.وقتي خواستم ستايش كنم گفتند خرافات است.وقتي خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتي خواستم گريستن،گفتند دروغ است.وقتي خواستم خنديدن،گفتند ديوانه است.دنيا را نگه داريد، ميخواهم پياده شوم. (دكتر علي شريعتي)
احمد رضا
از زرتشت پرسیدند؛زندگی خود را بر چه بنا کردی؟ گفت 4 اصل: 1-دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم 2-دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم 3-دانستم که کار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش کردم 4-دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم
احمد رضا
اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛ عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند
احمد رضا
براى متهد بودن مهم نيست يه حلقه فلزى توى دستت باشه مهم اينه يه حلقه از عشق دور قلبت باشه
احمد رضا
تمام بدبختى هاى آدمها مال اين دو كلمه است يكى داشتن و يكى خواستن < دكتر على شريعتى >
سلاااام صبح شما هم بخير
15 سال و 4 ماه و 28 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبلسلاااام
15 سال و 4 ماه و 28 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبلsalam tannaz joon salaaaaaam nikzad joon khobin??
15 سال و 4 ماه و 28 روز و 7 ساعت و 17 دقيقه قبل