احمد رضا
زن با عصبانیت پای تلفن : "این موقع شب کدوم گوری هستی تو؟!" مرد : "عزیزم ، اون فروشگاه طلافروشی رو یادته که از یه انگشتر الماس نشان ش خوشت اومده بود و گفتی برات بخرم،اما من اون روز پول نداشتم ولی بهت گفتم که روزی حتما این انگشتر مال تو میشه عزیزم...؟! " زن با صدای ملایم و خوشحالی بسیار : " بله عشقم..." مرد : "من تو رستوران بغل دستیش دارم شام میخورم!!!
احمد رضا
دلم برای خودم،
دلم برای دغدغه ها و آرزوهایم،
دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام تنگ شده
نمی دانم کدام روز
در پشت کدام حصار بلند
... ... کودکی ام را جا گذاشتم
کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را
دوباره به طرفم پرتاب کند...
احمد رضا
دستــهایمــــ را بـــرای تـــو می نویســــم بـــرای تـــو ! کـــه در تیــــر راســــ نگاهتــــ نیســتمــــ بـــــرای تـــــو ! کـــه چشمانتــــ افقــــ را رجـــ می زنـــد مــــرا مــــی خوانـــــی ؟
احمد رضا
مشکل دنیا این است، که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند، در حالیکه دانایان، سرشار از شک و تردیدند!
احمد رضا
مرا در آغوش بگیر
سرم را روی شانه ات بگذار
تا همه بدانند " همه چیز " زیر سر من است .. !!!
احمد رضا
بعضیا میتونن یه تنه نظرت رو راجع به تموم آدما عوض کنن ... گاهی هم اگه تموم آدما جمع بشن ، نمیتونن نظرت رو راجع به یک نفر عوض کنن ...!
احمد رضا
همگییییییییییی شب خوبی داشته باشین...تا صبح فردا.........
احمد رضا
نتـــرس . . . اگــــر هم بخـــــواهم از ایـــن دیــــــــوانـه تـر نمیــشوم ! گفـــــته بودم بی تـــو سخــــت میگــــــذرد بـی انـصـافــــــــ ! حـــــرفم را پس میگــیرم بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـیگــــــذرد....!!!
احمد رضا
کاش میشد بعضیهارو دوباره پس داد به مادرشون بیا مادرش، اینو بگیر دوباره بزرگ کن، این خوب از آب در نیومده...........
احمد رضا
از من به خودم نصیحت ؛ جایی که " شـــک و تـــردیـــد " هست ، زندگی نیست ... !
احمد رضا
به رفتگر پنهانی پولی دادم که کوچه ی تو را جارو نزند !! آخر من هنوز از گوشه و کنار آن خاطراتم را جمع نکرده ام ..
احمد رضا
خداوندا... من خیال میبافم تو میشکافی بی اعتنا به زمستان ِ پیش ِ رو...