ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ای دهقــــان ِ فــــــداكار ؛ تو در روزگاری بزرگ شدی ، كه مردی برهنه شد ! تا زنان و كودكان زنده بمانند... امّا من در روزگاری نفس میكشم ، كه زنی برهنه میشود ! تا كودكش از گرسنگی نمیرد !!!
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است! اینجا گم که مى شوى به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند .
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
تنها چیزی که طعمش هیچ وقت عوض نمیشه جداییه ، همیشه تلخِِِ تلخ.........
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
كوتاهي زمان را وقتي فهميدم كه دركنارت بودم و طولاني بودن آن را وقتي فهميدم كه درانتظارت بودم حالا كه دلتنگتم زمان ايستاده است . . . !
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
به سرنوشت بگویید اسباب بازیهایت بی جان نیستند... آدمند.... می شکنند... کمی آرام تر....
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
همیشه یکی پیدا میشه که هـُلــت بده ؛ چه نشسته باشی روی تـــــاب ، چه ایستاده باشی لبه ی پـــــــــرتگاه ...
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
در زندگي براي هر آدمــــــي از يــــــک روز از يــــــک جا از يک نــــــفر به بعد ... ديــــــگر هيچ چيز مثــــــل قبل نــــــيست نه روزها نه رنــــــگها نــــــه خــــــيابانها همه چيز مــــــي شود دلتنــــــگي ...
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
کاش می فهمیدی برای این که تنهایم تو را نمیخواهم ؛ برعکس .... برای این که میخواهمت ؛ تنهایم ... !!!
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
دوستی ها كمرنگ؛ بی كسی ها پيداست راست گفتی سهراب؛ آدم اینجا تنهاست ... !
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با التماس میگوید : خانم ! تو رو خدا یه شاخه گل بخرید زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرك را روي كفش هايش حس كرد چه كفش هاي قشنگي داريد ! زن لبخندي زد و گفت:برادرم برايم خريده است دوست داشتي جاي من بودي؟ پسرك بي هيچ درنگي محكم گفت : نه ولي دوست داشتم جاي برادرت بودم ! تا من هم براي خواهرم كفش مي خريدم
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
اینکه بدونی یکی هست که در هر شرایطی کنار تو هست و تو رو دوس داره ای تــــو روح عشقای پوشالی
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻧﻘﺶ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻨد ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ ﻟﺬﺕ ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ ، ﺩﻭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﮎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ، ﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮ
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
قصــد خــودکشــی دارم و چـــه زیبـــا، هـــم دســت شـــده انـــد بــا مــن ایــن تنهـــایــی ایـــن ســکوت غــم انــگیـــز و ایـــن سیـــگـــار هـــای تــلـــخ ...
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
به چشمانت قسم اینبار آنچنان رفتنی ام که ، کاسه های آب را هم قسم دهی نه آن روزها باز میگردند
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
من بی صدا اشک میریزم ، برای عکاسم می خندم ، دورم را شلوغ کردم ، خنده هایم مصنوعی ،اما بلند .... ... تا تو خیالت راحت باشد ... و... همین که صدای خنده هایت را از دور می شنوم، کا[!]ت .... تو فریاد اشک های مرا نشنو ...!