ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
یه وقتی میرسه ایران هیچی از خودش نداره......................
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
پسری باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یک ماه موند بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!! میگه نه!! میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی . عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش . رفیقش داشت مشروب میخورد به رفیقیش میگه ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمی دونستم خواهرتو بود ! دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد ,خوابید ولی خواهرمو نشناخت
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
حیف نون رو ميگيرن ميگن پدر سوخته چرا پشت ماشينت نوشتي امام با سالاد ! ميگه مگه چيه؟از شما بهتره که مينويسين خدا با ماست
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
از دختر یکی از دوستام پرسیدم که وقتی بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی؟
...
نگاهم کرد وگفت که میخواد رئیس جمهور بشه.
دوباره پرسیدم که اگه رئیس جمهوربشی اولین کاری که دوست داری انجام بدی چیه؟
جواب داد : به مردم گرسنه وبی خانمان کمک میکنه.
بهش گفتم : نمی تونی منتظر بمونی که وقتی رئیس جمهور شدی این کار رو انجام بدی ، می تونی از فردا بیای خونه ی
من و چمن ها رو بزنی ، درخت هارو وجین کنی و پارکینگ رو جارو کنی. اونوقت من به تو پول میدم و تو رو میبرم
جاهایی که بچه های فقیر هستن و تو میتونی این پول رو بدی بهشون تا برای غذا و خونه ی جدیدخرج کنن.
مستقیم توی چشمام نگاه کرد و گفت: چرا همون بچه های فقیررو نمیبری خونه ت تا این کارها رو انجام بدن و همون پول رو به خودشون بدی؟
نگاهی بهش کردم وگفتم به دنیای سیاست خوش اومدی
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
با توجه به طرح های عفاف و حجاب فکرکنم اخر کار ما به اینجا بکشه
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
دو نفر میرن شبونه یک دیوار رو خراب کنند.
اولی میگه: تو چراغ رو بگیر من پتک میزنم.
اولی یک پتک که میزده یک آجر می افتاده.
نفر دوم میگه: حالا بیا تو چراغ رو بگیر تا من پتک بزنم.
... اولیه میره چراغ بگیره و دومی با یک ضربه تمام دیوارو میریزه پایین!
اولی میگه: جون من حال کردی.... اینطوری چراغ میگیرنا!
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
جنگ که شروع شد، من سر زمینم بودم با تراکتور. جنگ که تموم شد برگشتم سر همون زمین،... بدون تراکتور! من از کسی توقعی ندارم. من حتی واسه خودم دفترچه بیمه هم نگرفتم! . . دیالوگ زیبای حبیب رضایی( عباس ) در آژانس شیشه ای!
ذوق زده شدم 
14 سال و 4 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 23 دقيقه قبلمن کلا عاشق دختر پسرای باحالم اگه امو باشن که دیگه تمام
14 سال و 4 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 15 دقيقه قبل
14 سال و 4 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 10 دقيقه قبلمت همون شکلک .تو گوشی نمیتونم شکلک بزارم
14 سال و 4 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 7 دقيقه قبل توسط موبایلباشه
14 سال و 4 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 1 دقيقه قبل