سولماز
"نمیدانم هم اکنون کجا مشغول لبخندی ، فقط یک آرزو دارم : که در دنیای شیرینت ، میان قلب تو با غم نباشد هیچ پیوندی ."
سولماز
شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگم که چون شببو به وقت صبح، من بسیار دلتنگم مرا چون آینه هر کس به کیش خود پندارد و الّا من چو می با مست و هشیار یکرنگم شبی در گوشه ی محراب قدری ربّنا خواندم همان یک بار تار موی یار افتاد در چنگم اگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیست که من گریاندهام یک عمر دنیا را به آهنگم به خاطر بسپریدم دشمنان! چون نام من عشق است فراموشم کنید ای دوستان! من مایۀ ننگم “مرا چشمان دل سنگی به خاک تیره بنشانید” همین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم
سولماز
یک دستگاه الاغ مدل بالا تیپ قاطر سم اسپرت ارتفاع تا زانو دارای کارت یونجه مصرف صدی یه مشت علف ! گردن هیدرولیک دزدگیر مجیک جفتک پالان چرمی بوق عرعر بلبلی طوسی متالیک فروشی محصول ۲۰۱۱ شرکت غضنفر !
سولماز
پسر همیشه میگفت من برای نجابت و وفا و زیبایت تو رو دوست دارم؛ دختر هم روز تولدش سه حیوان خانگی به او هدیه داد؛؛ اسب ؛ سگ ؛ ی پرنده زیبا ؛ پسر تا خواست دلیل اینکار رو بپرسه دختر رفته بود برای همیشه
سولماز
حماقت که شاخ و دُم ندارد! حماقتــ یعنی من که اینقدر میروم تا تو دلتنگِ من شوی خبری از دلتنگی تــو نمی شود.... برمیـــگردم !
سولماز
ﺩﺭﺱ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﻓﺸﺎﺭ ﻧﯿﺎﺭﯾﺪ ﺣﺘﯽ ﺷﺐ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺍﺣﻞ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ... *"ﺍﻣﯿﺪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺎﺳﺖ
سولماز
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد است ونه چون" نسبت سودش به ضرر یک به صد " است طفل معصوم به دور سر من میچرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه مشهورش، تا به آن حد گندم! ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم ...