ツglorious sunツخورشید بانو
بابای دوستای مهربونم.......................تا 1ساعت دیگه
ツglorious sunツخورشید بانو
راحت نوشتیم بابا نان داد... بی آنکه بدانیم بابا چه سخت برای نان ، همه جوانیش را داد.. به سلامتیه همه باباها
ツglorious sunツخورشید بانو
خــدایـــــــــــــــــــ ــــــــا . . . ایــنــکه مــیــگن از رگــ ِ گــردن نــزدیــکــتــری و ایــن حرفــا در ســطحــ ِ فهم و درکــ ِ مــن نــیــــســت یه دیــقــه بــیــا پائــیــن بــــغـــلــــم کن . . .
ツglorious sunツخورشید بانو
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپهای گل آلود عشق ورزیدیم. دومین روز بارانی چطور؟ پیشبینیاش را کرده بودی چتر آورده بودی من غافلگیر شدم سعی میکردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد میکند حوصله نداشتی سرما بخوری چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پینهای چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم فردا دیگر برای قدم زدن نمیآیم. تنها برو! ”دکتر علی شریعتی”
ツglorious sunツخورشید بانو
خدایا ...!! ازتو دلگیرم ... گفته بودی حق انتخاب داری پس چرا انتخابم درکنار دیگریست؟!!؟
ツglorious sunツخورشید بانو
دلهای پاک خطا نمیکنند
سادگی میکنند
و امروز سادگی پاکترین خطای دنیاست.
ツglorious sunツخورشید بانو
عشق... تنها کار بی چرای عالم است چه آفرینش بدان پایان می گیرد "معشوق من" چنان لطیف است که خود را به "بودن" نیالود که اگر جامه ی وجود بر تن می کرد نه معشوق من بود...! <<دکتر علی شریعتی>>

13 سال و 18 روز و 4 ساعت و 3 دقيقه قبل