زنگ زدم خونه بابام...تبریک بگم عید...همه داداشا و ابجیا خونشون بودن{109-}حالا هی به شوورم میگم بیا بریممیگه نه شب یا عصر میریم...خو من العان موخوام برم
@ツglorious sunツخورشید بانو ست:«دیوارهای شهر من حکایت شهریست که چندانی هم به یک شهر نمیماند تا یک محله حفاظت شده قدیمی که مشخصه هر شهر تاریخمندیست، جایی ندارد که بشود به یک توریست که اگر بیاید نشان داد، از کوچه باغهای معروفش چیزی نمانده و زیبایی زمخت کوه پایهاییاش را معماری اجق وجق مخدوش و مضمحل کرده است. حتی از چنارها و انارهای با شکوهش، از باغهای نسترنش هم نشانی نیست. خلاصه شهریست که شکل شهر نیست. محدوده که ندارد، نه مردمش مال خودش است و نه خیابان و ساختمانهایش به دردش میخورد حالا ما هرکدام با ابزار و عدسی خودش در این شهر دنبال در و دیواری گشتهایم که مال این شهر، شهر ما باشد!! این که یافتهایمش یا نه، قضاوتش با چشمان شماست.»

13 سال و 1 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 52 دقيقه قبل