یکی از معضلات دوران بچگیم این بود که چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتونی که اشکاشون به دو طرف پرت می شد گریه کنم!کلی تلاش می کردم مثل اونا باشم موقع گریه کردن مثلا سرمو بالا بگیرم دهنمو باز کنم یا چشامو تنگ کنم که بازم جواب نمی داد
دیروز ی جای کوچیک سوختگی رو زانوم دیدم ب مامانم میگم جای چیه؟میگه ۶،۷سالت بوده شلوارک پات بوده چهارشنبه سوری با پسرعموهات رفتی از رو آتیش پریدی.گفتم خب پس اونجا سوخته میگه ن اونجا نسوختی اومدی خونه خودم با قاشق سوزوندمت دیگه بی اجازه نری بیرون! - - -

13 سال و 1 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 52 دقيقه قبل