ツkhale khatereツ
من عاشق آن گلم که در بیابان عشق پژمرده شد ولی منت باران نکشید.
ツkhale khatereツ
خدایا پنجرهای احساسم را باز گذاشته ام تا نسیم ملکوتیت را بر مشامم استشمام کنم کاش لایق مهمانیت در زیر بارش رحمت آسمانت باشم
ツkhale khatereツ
روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود...
ツkhale khatereツ
گاهی به آخرین پیراهنم فکر می کنم ، که مرگ در آن رخ می دهد !!
ツkhale khatereツ
هر آدمی باید یه نفرو داشته باشه
که هر جایی نا امید شد و کم آورد ، بخاطر همون یه نفر
بتونه بلند شهُ دوباره شروع کنه ...
ツkhale khatereツ
غیر از کودک درون و خر درون و کرم درون یه عدد سگ درون هم داریم ! که بعضی اوقات به دنبال پاچه می گرده !
ツkhale khatereツ
هدیه ایی که هیچ رغبتی به باز کردنش نداری
ツkhale khatereツ
سلامتی مادرهای قدیم که وقتی لنگه دمپایی رو پرت میکردن طرفمون صاف میامد میخورد تو سرمون
ツkhale khatereツ
بچه بودیم آرزومون بزرگ شدن بود؛ بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم
ツkhale khatereツ
حق نداریم احساس دیگران رو به بازی بگیریم فقط بخاطر اینکه هنوز تکلیفمون با احساس خودمون معلوم نیست ...!
ツkhale khatereツ
به اندازه ی همه" نه " هایی که باید میگفتم و نگفتم ... امروز باید بگم غلط کردم ...!
ایول
13 سال و 6 ساعت و 14 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 34 دقيقه قبل