mahsa
برگشتنت همان قدر محال است که خیال می کردم رفتنت!
mahsa
من صبورم اما.... به خدا این بغض گران صبر نمی داند چیست!!!
mahsa
کاش می آمدی حالم را به هم بزنی.........خوشحالی هایم ته نشین شده !!!
mahsa
من غم برای خوردن بسیار دارم.... تو دیگر برایم لقمه نگیر!
mahsa
سهراب قایق دیگر جوابگو نیست ، کشتی باید ساخت ! .... اینجا مثل من ؛ تنها زیاد است ... !!!
mahsa
گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم؛ حتی برای تویی که مدت ها منتظرت بودم .......!
mahsa
یادم باشد به سپهری بگویم: این روزها عشق دیگر صدای فاصله ها نیست...صدای فنر تخت است...!
mahsa
هروقت گریه می کنم سبک می شوم؛ عجب وزنی دارد چند قطره اشک!!!
mahsa
من کوه شده ام و دیگر به هیچ کس نمی رسم......اما تو آدم باش!
mahsa
تو چه می فهمی حال و روز کسی را که دیگر هیـــــــــــچ نگاهی دلش را نمی لرزاند؟
mahsa
خدایا! ….یا فریادِ در گلویم را بگیر، یا بغض گلوگیرم را … هرکدام راه دیگری را بسته....
mahsa
به کدامین گناه از بهشت آغوشت رانده شدم ؟ من که حتی وسوسه سیب هم نداشتم . . .
mahsa
شاید زندگی قصه ای است که کودکان از آن آگاهند که آن را با گریه آغاز می کنند . . .
mahsa
خوبی ِ آدم را.. همیشه ی همیشه ی همیشه... به حساب ِ خریتش می گذارند ...!
mahsa
عـــشـــــقمان بازی حُکـــــمی بـــــود که مَن از دِل مایــــه گـــذاشتـــم و ... تو از خِشــــت !!