mahsa
خدایا ! دستانی را در دستانم قرار بده که پاهایش با دیگری پیش نرود ...
mahsa
خدایا ! آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من !!
mahsa
شاعر از کوچه مهتاب گذشت لیک شعری نسرود،نه که معشوقه نداشت نه که سرگشته نبود،سالها بود دگر،کوچه مهتاب خیابان شده بود!
mahsa
زادگاه و تاریخ تولد هیچکس در هیچ نقشه و تقویمی نیست چرا که آدمها هر لحظه در تپش قلب کسانی که دوستشان دارند متولد می شوند
mahsa
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
mahsa
گاهی وقتا از کنار غصه ها باید رد شد و گفت ” میگ میگ ”
mahsa
احتیاط كنید، خاكی بودن، آسفالت شدن را در پی دارد !
mahsa
كاش میشد بعضی از خاطرات را نیز ساعت 9 ، دم در گذاشت ...!!
mahsa
این روزا,سرعت تکثیر عوضیا,از باکتری ها هم بیشتر شده!