tandis
خدایی که من میپرستم من را مجبور نکرده ۵ بار در روز یا هر یکشنبه سر ساعات معینی به تعریف و تمجید از او بپردازم.
tandis
خدایی که من به آن معتقدم نیازی به عبادت و سجده من ندارد.
tandis
آنروز وقتی میان باد و بادیه و گلبرگ پروانه های چشم های من از بوسه باران نگاهت لبریز بودند دریافتم که چه قدر "تو در من - من در تو" جاودانه ایم
tandis
...دور از تو من سوخته در دامن شبها ...چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم ...
شما پیامبرید!؟.....
14 سال و 11 ماه و 6 روز و 28 دقيقه قبل