tania
عجب باغ وحشی بودم من .... منِ خر عاشقت شدم ؛ مثل گاو حرفاتو باور کردم ! مثل کبک سرم تو برف بود ، مثل خوک کنارت موندم ؛ مثل جغد رفتنتو نگاه کردم .... و حالا هم مثل سگ از کرده هام پشیمونم ... !!!
tania
عشق، چیز عجیبی نیست عـــــــــزیز دلــــــــــــم، همین است که تو دلـت بگیــــــرد، و مــــــــن نفسم
tania
نه سیب می خواهم... نه بهشت ... با نگاهت... من... آدم می شوم !... بی آنکه تو حوا باشی ...
tania
غصــه نخــور؛كنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . . خیلـی كه دلـم بگیـرد،گریـه میكنـم!
tania
قطار راهت را بگير و برو. نه کوه توان ريزش دارد و نه ريز علي پيراهن اضافه ... هيچ چيز مثل سابق نيست...
tania
همیشه مراقب اشتباه دوم هستم،اشتباه اول که حق منه!
tania
باور کن اگر خدا هر شب ساعت نُه - آشغال - هایش را دم در می گذاشت تو الان اینجا نبودی
tania
برای هرزگی ، هزار راه هست اما هیچ کدام به اندازه تظاهر به پاکدامنی کثیف نیست!!
tania
سخت است هر روز روشن بودن چراغ آیدیت در این گوشه , وقتی که نه من بهانه ای برای سلام دارم و نه تو علاقه ای برای آن ....
tania
همه چیز را دادم تا تو را داشته باشم... و اکنون هیچ ندارم!
tania
هیچکدام از آرزوها برای در کنارم ماندن تلاش هم نکردند... من و تنهایی و یاد تمام آنها ماندیم تا تو بزرگترین آرزوی رفته باشی...!
tania
چه خنده دار که : ناز را ميکشيم آه را ميکشيم انتظار را ميکشيم فرياد رامي کشيم درد را ميکشيم ولي بعد از اين همه سال آنقدر نقاش خوبي نشده ايم که بتوانيم دست بکشيم ...!