پــــــایـــــــان
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ
پــــــایـــــــان
متاسفم که باید برم یه ماموریت ناگهانی پیش اومد دوباره میام در پناه حق
پــــــایـــــــان
جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟
پــــــایـــــــان
تجربه نام مستعاری است كه بر خطاهای خود میگذاریم
پــــــایـــــــان
همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره
پــــــایـــــــان
اگر طاووس برای ناز كردن و روباه برای فریب دادن وتمساح برای اشك ریختن وكلاغ برای قارقار كردن داشته باشی دیگر نیازی به زن گرفتن نداری
پــــــایـــــــان
بر لبهایم قفل زدم درباره ی عشق تو به کسی چیزی نگویم شاید روزی خودت آدم شوی ...
پــــــایـــــــان
«مردی که روبروی تو سيگار می کشد» در فکر گفتگوی تو سيگار می کشد وقتی که می روی و دلش تنگ می شود بی شک به جستجوی تو سيگار می کشد این بار بی تو فاصله ها را نمی دود در سوگ آرزوی تو سيگار می کشد زخمی تر از همیشه؛نگاهش به دست توست در وصف داروی تو سيگار می کشد وقت نماز شد و او مثل روز قبل همراه با وضوی تو سيگار می کشد وقتی نفس زنان به کنار تو می رسد با عطر رنگ و بوی تو سيگار می کشد هرگز سخن نگفت و سکوتش ترانه شد آهنگساز روی تو سيگار می کشد
پــــــایـــــــان
به ته سیگارهایتان احترام بگذارید... نیندازیدشان زیرپا... چرا آدم ها عادت دارند... هرکه به پایشان سوخت را... می اندازند زیر پا؟!...
پــــــایـــــــان
چه تلخ است دیدین آنان که شیرینی را بیشتر از تلخی دوست دارند در حالی که از شیرینی تلخی نا آگاهند . . .
پــــــایـــــــان
به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه می جویی گاه یک شانس بزرگ است . . .
پــــــایـــــــان
تا سگ نشوی كوچه و بازار نگردی تا كوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!