Rayhane
تـــــــو را به جـــــــــان مـــــــــادرتــــ آقا؛ ظهــــــور کن ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست ...
Rayhane
العجــــــــل بقیــــة الله ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نفسم میگیرد در هوایی ک نفس های تو نیست ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ته مانده های خاطراتت را دفن کردم ...
Rayhane
و تنها خدا است کـ از نشاטּ دادטּِ خورشیدش هر روز صبح، بـ آטּ ها کـ اهل دیدטּ هم نیستند، هرگز خسته نمےشود...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من مانده ام تنهـــــــــــــایِ تنهـــــــــــــــا ... من مانده ام تنهـــــا میانِ سیلِ غمها!!
Rayhane
شاخه ها پژمرده است، سنگ ها افسرده است، رود می نالد ... جغد می خواند، غم بیامیخته با رنگ غروب؛ می تراود ز لبم قصه ی سرد: دلم افسرده در این تنگ غروبــــــ ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یــــــا علــــی جـــان ... نگاهی ب این دلِ خسته کن آقـــــا !!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ی نشونی از خودت بده ... آشنــــــــایِ غریب ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
راه زیادی نیست ... از دلت ب دلم، تنها کمی عشق میخواهد!!
اللهم عجل لولیک الفرج
14 سال و 5 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 52 دقيقه قبل توسط موبایل