javad
ابتدا خداوند زمين را آفريد سپس استراحت کرد ، بعد مرد را آفريد سپس استراحت کرد آنگاه زن را آفريد سپس نه خدا استراحت کرد نه مرد نه زمين !!! ...
javad
خداوند زمين را آفريد و گفت : به به چه زيباست.سپس مرد را آفريد و گفت : جانمي اين ديگه آخرشه ! و بعد هم زن را آفريد و با کمي اخم گفت : اشکالي نداره آرايش ميکنه !!!
javad
هر زمان که تو یادم می ایی به اسمان مینگرم......
اگرچه میدانم اینجا نیستی.....
ولی خوش میشوم...
چرا که میدانم...
هر دوی ما زیر همین اسمان هستیم.......
و من هنوز منتظرتم.......
javad
دلم از شب نشینی های زلفت دیر می آید مسیرش پیچ در پیچ است و با تأخیر می آید غزل گل می کند در من اگر آیینه ام باشی که طوطی در سخن از دیدن تصویر می آید به بوی آن که جای من ز دامانت در آویزد برون از تربت من خار دامنگیر می آید ملول از عقل بی پیرم که سرمستی نمی داند من و عشقی که از او کار صدها پیر می آید
javad
جان غمگین ، تن سوزان ، دل شیدا دارم آنچه شایسته عشق است ، مهیا دارم سوز دل ، خون جگر ، آتش غم ، درد فراق چه بلاها که ز عشقت من تنها دارم
javad
سلامتی اون پسرای فداکاری که بجای یه دختر باهزار تا دختر دوست میشن تا دخترای بیشتری رو از تنهایی در بیارن . . . . . . . واقعا چه آدمای فدا کاری هستن این پسرا... اصن اشــــــــک تو چشام جم شد..
javad
برای خانه ی همسایه ات هم چراغ آرزو کن
قطعا حوالی خانه ات روشن تر خواهد شد .
javad
عشقها ای خاطرات ... ای آرزوهای جوانی اشکها فریادها... ای نغمه های زندگانی سوزها افسانه ها ...ای ناله های آسمانی دستتان را می فشارم با دو دست استخوانی /آخر امشب رهسپارم سوی خواب جاودانی
javad
مژده..... مژده...... مژده
چیه؟! دنبال چی میگردی؟! دارم دوستمو صدا میکنم. حتما که نباید یه خبر خوش باشه.
javad
آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بیند . . .
javad
دلگیـــرم از مرغانی كه دانــه خوردنشان پیش ما بود ولی جای دیگر تـــخم میگذارند بـگزار بــروند روزی بـوی كباب شدنشان به مشاممان میرسـد ....
javad
مناجات یک هموطن با خدا: خدایا مارا به خاطر یک سیب از بهشت انداختی رو زمین به خاطر آب انگور میندازیمون جهنم!! با میوه ها مشکل داری؟؟
javad
دقت کردین همیشه موقع تماشا کردن یه فیلم باحال، وقتی کانالو عوض می کنی می بینی تمام شبکه ها دارن، تمام برنامه هایی رو که تو دوست داری همون موقع پخش می کنن ؟
javad
مرگ قو - استاد دکتر مهدی حمیدی شیرازی
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ ،تنها، نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی برآنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد، آنجا بمیرد
شب مرگ، از بیم ، آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم ، که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا بر آمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی! آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
javad
مهــــربانم! شرمنده ام که هیچوقت مهربانی هایت را منتشر نکردم.... اما تا دلت بخواهد گلایه ها را " پست " کردم... و غریبه ها " لایک " زدند.... کاش میتوانستم صدای تو را بنویسم!