javad
زندگی خانمها سه مرحله دارد ۱- کودکی ۲- جوانی ۳- چقدر خوب موندی !
javad
یکی از طنزهای تلخ زمانه ما اینه که فرهنگ ها و طرز فکرهای مختلف سر اینکه ثابت کنند کدوم صلح طلب ترند ، با هم وارد جنگ شدند !
javad
شازده کوچولو به روباه گفت : بیااااااااا روباه اومد و گفت : ها چی میگی ؟ شازده کوچولو گفت : دوری کنیم از هـــــــــــم !
javad
وقتی در رو بازکردم دخترشون قدش حدودیک و نودبود وقتی کفشش رو درآورد یک و هفتاد وپنج شد ، اومد توی خونه گل سرش رو برداشت شدیک و پنجاه نگرانم کم کم محو بشه !
javad
گرگی که استخوانی در گلویش گیر کرده بود بدنبال کسی میگشت که آنرا در اورد.در این هنگام به لک لکی رسید و از او خواست تا در برابر مزد او را از این عذاب نجات دهد لک لک سرش را در دهان گرگ کرد استخوان را در اورد و طلب پاداش کرد.گرگ به او گفت:ای دوست نادان من همینکه سرت را سالم ازدهان من بیرون اوردی برایت کافی نیست؟! وقتی کسی به فرد نادرستی خدمت میکند تنها انتظاری که ميتواند داشته باشد این است که گزندی از او نبیند..
javad
خدا نه بهشت خلق کرده است و نه جهنم!!! ما خود خالق بهشت و جهنم خویش هستیم؛ بهشت و جهنم، چیزی نیست جز: امتداد همین زندگی در دنیای بعدی.
javad
می دانید اولین جمله ای که ما دراول دبستان یاد می گیریم چیه؟ "بابا آب داد بابا نان داد" می دانید اولین جمله ای که انگلیسها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟ "من می توانم بخوانم و بنویسم" می دانید اولین جمله ای که ژاپنیها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟ من می توانم بدوم" و این است که ما همیشه چشممون دنبال دست پدر است " کار از ریشه خراب است"
javad
یکی نوشت یکی خوند بازم نوشت بازم خوند اخرش اونی که نوشت مرد اما اونیکه میخوند موند حالامن مینویسم توبخون من میمیرم توبمون
javad
دلم دلگیره این روزا تنم دلتنگ موندن نیست دیگه دلواپس روزو به تاریکی رسوندن نیست
javad
میخوام بگم دوستت دارم به قاتلم به روزگار به اون کسی که میندازه به گردنم طناب دار
javad
راز عشق در این است که
حس تملک را از خود دور کنی .
در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود .
شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند .
گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کند.
javad
فکر گناه پاک بودن عشق است از هجر تو سینه چاک بودن عشق است آن لحظه که راه می روی آقاجان زیر قدم تو خاک بودن عشق است
javad
به تیغم گر کشد دستش نگیرم وگر تیرم زند منت پذیرم کمان ابرویت را گو بزن تیر که پیش دست و بازویت بمیرم غم گیتی گر از پایم درآرد بجز ساغر که باشد دستگیرم برآی ای آفتاب صبح امید که در دست شب هجران اسیرم به فریادم رس ای پیر خرابات به یک جرعه جوانم کن که پیرم به گیسوی تو خوردم دوش سوگند که من از پای تو سر بر نگیرم بسوز این خرقه تقوا تو حافظ که گر آتش شوم در وی نگیرم
javad
شوهری یک پیامک به همسرش ارسال کرد: سلام. من امشب دیر میام خونه. لطفاً همه لباسهای کثیف من رو بشور و غذای مورد علاقه ام رو درست کن. ولی پاسخی نیومد! پیامک دیگری فرستاد: راستی! یادم رفت بهت بگم که حقوقم اضافه شده و آخر ماه میخوام برات یه ماشین بخرم. همسر: وای خدای من! واقعاً؟ شوهر : نه، میخواستم مطمئن بشم که پیغام اولم به دستت رسیده
javad
داشت محوطه رو آب و جارو مي کرد . به زحمت جارو رو ازش گرفتن ناراحت میشد و گفت : بذار خودم جارو کنم اينجوري بدي هاي درونم هم جارو ميشن کار هر روز صبحش بود،کار هر روز يه فرمانده لشگر .. شهید همت