tiam
دست ، گنجینه مهر و هنر است : خواه بر پرده ساز ، خواه در گردن دوست ، خواه بر چهره نقش ، خواه بر دنده چرخ ، خواه بر دسته داس ، خواه در یاری نابینایی ، خواه در ساختن فردایی !
tiam
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم ...
tiam
معبودم! متبرکم گردان به نامت متبلورم گردان به عبادتت متذکرم گردان به ذکرت مرحمتم گردان به رحمتت .
tiam
یه دسته مگس کشتم حالا جنازه هارو ور داشتم دارم میرم برگشته میگه میبری بریزی سطل آشغال؟ پ نه پ دارم میبرم به کفن و دفنشون برسم و یه مراسمم براشون بگیرم که روحشون شاد شه خدارو خوش نمیاد همینطوری ولشون کنم !!
tiam
عيد و امسال عيدی ندارم گذاشتی رفتی عزيزم من بی قرارم عيد و امسال تنهای تنهام بجای عيدی عزيزم من تو رو ميخوام از وقتی رفتی غمگينه خونه گريه م ميگيره با هر بهونه رفتيو موندم با اين همه درد هرگز نميشه فراموشت کرد عيد و امسال عيدی ندارم گذاشتی رفتی عزيزم من بی قرارم عيد و امسال تنهای تنهام بجای عيدی عزيزم من تو رو ميخوام اگرچه نيستی ياد تو اينجاست عشقت توی قلب ماهاست هر جا که هستی خدا به همرات دعای خير پشت و پنات هرجا که رفتی خدا به همرات
tiam
من کنار پنجره به قاب خالی زندگی می نگرم و قلبم یخ تر از همیشه نا امیدانه می تپد ای کسی که جذبه نگاهت قلبم را تسکین می بخشد دستان متزلزلم گرمی دستانت را می طلبد! ... به هموطنای عزیز آذربایجانی تسلیت میگم