از همه نه، اما معمولاً از آدمهای پر حرف بیزارم، چرا که - نه وقتی برای عمل کردن به گفتههاشان دارند، نه میگذارند شنونده از وقت ِ خود به دسترسی استفاده کند! و در لحظاتی که تازه از حضورشان مرخص میشوی، چانه و آروارههای آنان را حتی پشت ِ پلکانت خواهی دید، و گوشهایت جیز ُ جیز خواهند کرد! بد نیست همانند حرف زدن، عمل کردن به گفتههامان را هم تمرین کنیم ...
پوزش خواستن کار دشواری است، حرکتی است ظریف که میان غرور خشک و ندامت توام با اشک و آه قرار دارد و اگر راه گشودن قلب خود را به سوی دیگری صادقانه نیابیم، همه عذرخواهی ها به نظر توخالی و کاذب می آیند.
زن هیچ وقت تنهایی گریه نمی کند. اگر هم بکند ، پیش ِ خودش مطمئن است که کس ِدیگری حتی اگر آن جا هم نباشد اشکش را حس می کند ، اشک هاش می تواند از دور آن آدم را مسحور کند ، تکانش بدهد ، مطمئن است که گوشی که دور از دیدرس اما نه دور از صدارس است می شنودش.
تو دنبال خوشبختی پرسه میزنی. با دیپلم ،با مدرک، با پول، با شوهر. با این چیزها آدم خوشبخت نمیشود. باید درد زندگی را تحمل کرد تا از دور، خوشبختی بهآدم چشمک بزند!