كوچيك
دلم به بهانه هميشگي گريست . بگذار بگريد و بداند هر آنچه خواست نيست
كوچيك
درون دل كه ژيدا نيست پر از زندان و زندانيست تو را محكوم دل كردم نميدانم دليلش چيست سبب شايد همين باشد بدون تو نبايد زيست!
كوچيك
هيچ باراني جاي پاي تورااز كوچه قلبم نخواهد شست......
كوچيك
ما نه آنيم كه در بازيتكراري اين چرخ فلك. هر كه از ديده ما برفت زخاطر ببريم....
كوچيك
زخمي بر پهلويم است... روزگار نمك ميپاشد... ومن پيچ و تاب...ميخورم و همه گمان ميكنند كه ....مي رقصم....!
كوچيك
دلگيري تاوان لحظه هايي است كه دل ميبنديم.دل بستن خطاست اما زيبا.......