كوچيك
وقتی با خدا گل یا پوچ بازی میکنی ، نترس ! تو برنده ای ، چون خدا همیشه دو دستش پُره . . .
كوچيك
چه کاغذ ها که سپیدی دلشان از نام تو سیاه شد، از دل تنگی هایم، از احساسم، هزاران هزار صفحه کاغذ سیاه شدند، کاغذ ها عاشق شدند
ولی تو....
كوچيك
من می گویم دیگر برایم دلی نمانده ولی اگر باور نمی کنی، بگرد خوب هم بگرد! اما بدان پیش از تو یک نفر، هر آن چه را که این جا بوده با خودش برده
كوچيك
برای زنده ماندن دو خورشید لازم است . یکی دراسمان ویکی در قلب . . .
كوچيك
خوش بحال اونکه موند پاک تا زمانی که ... سپردنش به خاک
كوچيك
نيازم ، نه ديگر آغوشت است نه دستانت ، نه لبانت نه گيس سياه ، نه چشم خمارت با ... يك فنجان سكوت تلخ ،...... فرو مى برم حماقتم را كه دوستت داشتم.....
كوچيك
گفتم: ای جنگل پیر، تازگیها چه خبر؟ پوزخندی زد و گفت: هیچ، کابوس تبر!
كوچيك
مدتهاست بدنبال میزی یکنفره در کافه ای دنج برای نوشیدن قهوه هستم........
كوچيك
باران ببارد یا نبارد ؛ تو باشی یا نباشی؛ خاطرت بماند یا نماند؛ مـــــــــــن خیس ، از یاد توام.....
كوچيك
جوری در آغوشت میخوابم که خدا پیدایم نکند خیال کند! اشتباهی به تو دوتا روح داده است...
كوچيك
یه خواهش دارم ازتون: بیان تا مونس هم...غمخوار هم باشیم**انیس جان هم؛ فرسوده ی بیمار هم باشیم دوای هم-شفای هم-برای هم - فدای هم**دل هم - جان هم -جانان هم- دلدار هم باشیم باشه؟
كوچيك
کاش کودک بودیم،تابزرگترین شیطنت زندگیمان نقاشى روى دیواربود،نه روى دل
كوچيك
زندگي را با زنده بودن اشتباه نگير...