كوچيك
ﮐﺎﺵ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ ﻣﺜﻠﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯼ ﺩﺳﺖ ﻭﭼﺸﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺖ ﺯﺧﻢ ﻣﯿﺸﻪ " ﭼﺸﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ. ﻭﻗﺘﯽ ﭼﺸﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ " ﺩﺳﺖ ﺍﺷﮑﺎﺵ ﺭﻭ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ
كوچيك
کودکی که لنگه کفش هایش را امواج از او گرفته بود روی ساحل نوشت :دریا دزد کفش های من! مردی که از دریا ماهی گرفته بود روی ماسه ها نوشت :دریا سخاوتمندانه ترین سفره ی هستی ! موج آمد وجملات را شست وتنها برای من این پیغام را باقی گذاشت : برداشت های دیگران در مورد خودت را در وسعت خویش حل کن تادریا باشی!!!!!!!
كوچيك
شیشه ی پنجره را باران شست، مونده شستن فرشا و پرده ها و گرد گیری اتاق ها که زحمتش می افته گردنه خودت!
كوچيك
صدای آب اصلا هم طنین زندگی نیست! (امضا:مرده شور بهشت زهرا)
كوچيك
نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهمیدم فقط نگاه میکرد
كوچيك
همیشه در ریاضیات ضعیف بودم سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه تو شد فقط من...!!
كوچيك
سلااااااااااااااااااام صبح بخیر
كوچيك
میگما کی تو خط کیه؟ هااااااااااان
كوچيك
خداوندا دستانم خالي ست، قلبم پر از آرزوهاي دست نيافتنيست. يا دستانم را توانا ساز، يا درونم را از آرزوهاي دست نيافتني تهي ساز. .....وبلاگ تو هم خوفه عزیزم
كوچيك
به اميد آنكه چه براي من و چه شما بهانه اي شوند تا بتوانيم چشمانمان را از سمت احساسات و افكار تيره برگردانيم و به سمت افق ديگري خيره شويم.. افق انديشه هاي ناب !......وبلاگت خوفه خانومی