دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

velveshia

velveshia
زن - مجرد
امتیاز: 2337.95

دنبال‌شدگان

(496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(259 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

velveshia
velveshia

انگار که روزه گرفته باشد روزگارم ؛ لحظه ای هم که شده لب به آرامش نمی زند ؛ پس کی دوباره نگاهت در بام زندگیم اذان خواهد گفت ؟

velveshia
velveshia

هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند خنجرخیانتی راکه در پشتم فرو رفته در می آورم ، میبوسمش ... ... صیقلی عاشقانه اندکی نمک به رویش ، نوازشش کرده ، دوباره بر سرجایش میگذارم...... از قول من به آن لعنتــــــــــی بگویید خیالش تخت ، من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم...!!!

velveshia
velveshia

در این هیچ شکی نیست که جواب ابلهان خاموشیست ماجرا وقتی غم انگیز می شود که این"ابلهان" سکوت شما را حمل بر "حرف حساب جواب !ندارد" میگذارند...

velveshia
velveshia

تنهایی یعنی . . . زُل بزنی به آی دی روشن طرف و هی بگی لــعنتـی پی ام بده ... بـعد یـارو مثِ گــــاو آف شـه ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
velveshia
velveshia

پرسید شبی ز حال من دلدارم گفتم که ز رنگ و بوی تو بیزارم گفتا نکند دو تا شده شلوارت ؟ گفتم پ ن پ فقط تو را من دارم

velveshia
velveshia

آدم ها تمـــــــــام نمی شوند ! آدم ها نیمه شبــــــــــــــ .. با همـــه آنچه در پس ذهن تــــو برایت باقــــــــی گذاشته اند به تو هجــــوم می آورنـــد!!

velveshia
velveshia

یادمان باشد شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نشد ، پس به امید فرداها محبتهایمان را ذخیره نکنیم .

velveshia
velveshia

غربت را نباید درالفبای شهرغریب جستجو کرد. همین ک عزیزت نگاهش را ب طرف دیگری کرد، تو غریبی.

velveshia
velveshia

این عشق برای من هیچ نداشت ، اما گلهای بالشم را "باغبان " خوبی بود اشک های هر شب من .

velveshia
velveshia

دارم بازی می کنم آخرین پرده ی تلخ ترین نمایشِ جهان را. صحنه، جایی ست شبیه دنیایی که تو برایم ساخته ای، و من قرار ست بعد از رفتنت به زانو بیافتم و آرام آرام بمیرم..

velveshia
velveshia

نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند می گویند حساسیت فصلی است آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم .

velveshia
velveshia

مثل کشیدن کبریت در باد دیدنت دشوار است؛من به معجزه عشق ایمان دارم می کشم آخرین دانه کبریتم را هر چه بادا باد!

velveshia
velveshia

وقتی می رفتی بهار بود ، تابستان نیامدی ، پاییز شد ، پاییز که نیامدی پاییز ماند ، زمستان که نیایی باز پاییز می ماند ، تو رو خدا فصل ها رو به هم نریز ! پاشو بیا دیگه .

velveshia
velveshia

درد داره ؛ يکي ميشه همه ي زندگيت ! ولي .... هيچ جاي زندگيت حضور نداره ... !

velveshia
velveshia

گـاهــی اوقـات پـایـان دادن بـه یـک رابطـه ی عـاشقـانه ی بـی سرانجــام و بــدون نتیجـــه بهتـر است از نـگهداشتن رابطـه ایـی کـه در آن عشق ذره ذره بـه بـی تفـاوتـی و گاهـی تنفـر تبـدیل بشـود.....!