دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کاش چون پاییز بودم .... !

1389/11/29 - 23:59 در اشعار فارسی
6 ديدگاه
مهدیس

کاش چون پاییز بودم .... کاش چون پاییز بودم ,

کاش چون پاییز ,خاموش و ملال انگیز بودم.


برگ های آرزوهایم , یکایک زرد می شد,

آفتاب دیدگانم , سرد می شد,

آسمان سینه ام ,پردرد می شد,

ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد,

اشک هایم همچو باران ,

دامنم را رنگ می زد.


وه .............. چه زیبا بود ,اگر پاییز بودم,

وحشی و پرشور و رنگ آمیز بودم ,

شاعری در چشم من می خواند .... شعری آسمانی,

در کنارم قلب عاشق شعله می زد,

در شرار آتش دردی نهانی.

نغمه من...

همچو آوار نسیم پر شکسته ,

عطر غم می ریخت بر دل های خسته.


پیش رویم:

چهره تلخ زمستان جوانی


پشت سر:

آشوب تابستان عشقی ناگهانی.


سینه ام :

منزلگه اندوه و درد و بدگمانی.


کاش چون پاییز بودم..... کاش چون پاییز بودم.

15 سال و 8 ماه و 22 روز و 1 ساعت و 6 دقيقه قبل
سجّاد حسینی

پشت سر:

آشوب تابستان عشقی ناگهانی.
فقط زیبا بود

15 سال و 8 ماه و 22 روز و 58 دقيقه قبل
مهدیس

... حواسم نبود .. شعرش هم از "فروغ فرخ زاد" ..

15 سال و 8 ماه و 22 روز و 21 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)