دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

..........

1390/01/15 - 00:29 در داستان کوتاه
15 ديدگاه
مهدیس

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش
قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه
نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه
بود..او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی
او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او
گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد
که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار
را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی
ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما
را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت
ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید
بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز
موفقیت است !

15 سال و 5 ماه و 17 روز و 6 ساعت قبل
O u ➌ Ph ¥

سلام مهدیس خانوم ..
اگه مدیر ِ گروه ِ "داستان ِ کوتاه" بشین اشکالی داره !؟
چون من به این گروه ها نمیرسم. ..{-60

15 سال و 5 ماه و 17 روز و 5 ساعت و 40 دقيقه قبل
مهدیس

سلام آقا یوسف ..
اشکالی که نداره .. ولی من نمی دونم اونجا دقیقاً باید چیکار کنم !!
اگه فرصت داشته باشم و خیلی سخت نباشه ، امیدوارم که بتونم از پَسِش بر بیام !

15 سال و 5 ماه و 17 روز و 5 ساعت و 34 دقيقه قبل
O u ➌ Ph ¥

دقیقا که کار ِ خاصی نیست
هر وقت حوصله کردین یه پست بزارین ... بیشتر واسه نظارت ِ ..


نتونستم خودم ُ حذف کنم .. فردا اوکی میشه ...
اگه خواستین این @Ӎѻʝȶɑƀɑ➠ رو هم پرتاب میکنم بیرون ..

15 سال و 5 ماه و 17 روز و 5 ساعت و 26 دقيقه قبل
مهدیس

باشه ، حتماً ..
ممنونم ..
نمیشه خودتون هم باشین ..
نه،خواهش می کنم .. این چه حرفیه !

15 سال و 5 ماه و 17 روز و 5 ساعت و 11 دقيقه قبل
O u ➌ Ph ¥

الان به کمک ِ @jpmfm حذف شدم

فقط اگه کسی پست ِ بی‌مربوط گذاشت حذف کنین یا تذکر بدین (( از این به بعد البته )) پست ِ هومن اینبار اشکال نداره

15 سال و 5 ماه و 17 روز و 5 ساعت قبل
سجّاد حسینی

ee
شیرینی بده شدی مهدیس خانم ( به جای شیرینی کوکو هم حسابه هااا :پی )

15 سال و 5 ماه و 9 روز و 9 ساعت و 13 دقيقه قبل
مهدیس



ایشالا وقتی "داستان هایِ کوتاه" ، فروش رفت و وضعم بهتر شد حتماً این کارو می کنم ! ... ( شما که خودتون کلی کدآقا شدین ! )

15 سال و 5 ماه و 9 روز و 5 ساعت و 14 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)