دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کلاغه دلش گرفته بود ... کلاغ سیاه پاپـتی ، پرید روی شاخه درخت و گفت : قار و قار ! از یه جایی صدا اومد که : زهر مار !!! بغض کلاغه ترکید ، یه قطره اشک از روی گونه هاش چکید ، قطره اشک لابه لای پرهای سیاهش گم شد و رفت ، یه تیکه سنگ از تو حیاط یه خونه اومد و اومد نشست رو سینه کلاغ ، قلب کلاغ ترکید و کلاغ افتاد رو زمین ... >>>> دیدگاه >>>>

1390/01/20 - 21:32
8 ديدگاه
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

یه صدا اومد : اون کلاغ زشـتـــو بـبـیـن !
کلاغه چشاش تار شد، همه جا رو سیاه می دیـد
عین خودش : زشت و سیاه ، کلاغ مرد ...
کسی نفهمید که کلاغ دلش خیلی گرفته بود ،
آخه شب قبل یه گربه بچه هاشو خورده بـود .
کلاغ هم دلی داشت ، همدم و همدلی داشت ،
کلاغ هم عاشق بود ، کلاغ سیاه پاپتی ، زشت و
سیاه و خط خطی ؛ واسه خودش کسی بود ...
کی از دل کلاغ با خبر بود ؟! کی حالشو می فهمید ....؟!!
حیف کلاغ پاپتی ، سیاه و زشت و خط خطی ...
راستی ؛ مگه ما آدما از دل هم خبر داریم ؟!
ما آدمای رنگارنگ ، زشت و قشنگ ،
رد میشیم از کنار هم ...حرفای بیخود میزنیم ،
خنده هامون شیشه ای ، درد دلامون الکی ،
عاشقیامون دروغکی !
ما لای دودا گم شدیم ؛ تصویرامون خیالیه ،
هرچی که داره مغزمون ، شکلکای سئوالیه ...؟!
دل چیه : یک تیکه خون ، پر از " نرو ، پیشم بمون ... "
دلم میخواست کلاغ بودم ، همون کلاغ پاپتی ،
زشت و سیاه و خط خطی ...
پر میزدم تو آسمون ، کسی نمی گفت کـه : بمون !
می پریدم رو یه درخت گریه می کردم : قار و قار !
پشت سرش یه زهر مار !!!
حداقل این فحشه که راستکی بود !
اینجوری هیچکسی دلش واسم الکی نمی سوخت ،
کسی برام لباس پادشاه توی قصه ها رو نمی دوخت ...
نه عاشق کسی بودم ، نه کسی عاشقم بود ؛
کلاغ تـنهایی بودم ، گمشده تو شهر دود ....
اشک کلاغو هیچکسی نمی تونه ببینه !
حال دلش ؟! عجب ....! مگه حالی واسش میمونه ؟!
دلم میخواست کلاغ بودم تا که یه روز ،
زخم یه سنگ (که درد اون بهتره از زخم زبون آدما) ،
دلم رو با تموم این نگفته هاش بترکونه ،
کسی دلش واسه کلاغ زنده که نمی سوزه !
کسی دلش واسه کلاغ مرده هم نمی سوزه ...
صبح سحر یه رفتگر کلاغه رو انداخت لابه لای آشغالا ،
کلاغ با دلش پرید تو قصه ها ...
دلش نگو ، یه تیکه خون ؛ پر از " برو ، پیشم نمون .... "

15 سال و 5 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 8 دقيقه قبل
نوید شایسته


ولی فکر کنم خط آخر
پر از " نرو ، پیشم بمون ... " رو داره .
شاید هم من اشتباه می کنم

15 سال و 5 ماه و 12 روز و 8 ساعت قبل
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

نمی دونم دقیقاً ..... در هر صورت ممنون از تذکرتون ......

15 سال و 5 ماه و 12 روز و 7 ساعت و 57 دقيقه قبل
TikTak

تو دل یه مزرعه یه کلاغ روسیاه هوایی شده بره...

15 سال و 5 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 18 دقيقه قبل

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)