دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روز اولی که اومدم خاطره بنویسم کلی ذوقشو داشتم اما وقتی اومدم خونه و نشته هامو تو زمزمه های مامانو بابا شنیدم دیگه از نوشتن اونم تو یه دفتر زده شدم

1390/02/03 - 15:47 در خاطرات

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)