جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ گـلـپــری تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
در يك مدرسه راهنمايي دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت مي كردم و چند سالي بود كه مدير مدرسه شده بودم.
15 سال و 4 ماه و 24 روز و 17 ساعت و 18 دقيقه قبلقرار بود زنگ تفريح اول، پنج دقيقه ديگر نواخته شود و دانش آموزان به حياط مدرسه بروند.
هنوز دفتر مدرسه خلوت بود و هياهوي دانش آموزان در حياط و گفت وگوي همكاران در دفتر مدرسه، به هم نياميخته بود.
در همين هنگام، مردي با ظاهري آراسته و سر و وضعي مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و خطاب به من گفت:
«با خانم... دبير كلاس دومي ها كار دارم و مي خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال هايي بكنم.»
از او خواستم خودش را معرفي كند. گفت:
«من 'گاو' هستم ! خانم دبير بنده را مي شناسند. بفرماييد گاو، ايشان متوجه مي شوند.»
تعجب كردم و موضوع را با خانم دبير كه با نواخته شدن زنگ تفريح، وارد دفتر مدرسه شده بود، درميان گذاشتم.
يكه خورد و گفت: «ممكن است اين آقا اختلال رفتار داشته باشد. يعني چه گاو؟ من كه چيزي نمي فهمم...»
از او خواستم پيش پدر دانش آموز ياد شده برود و به وي گفتم:
«اصلاً به نظر نمي رسد اختلالي در رفتار اين آقا وجود داشته باشد. حتي خيلي هم متشخص به نظر مي رسد.»
خانم دبير با اكراه پذيرفت و نزد پدر دانش آموز كه در گوشه اي از دفتر نشسته بود، رفت.
مرد آراسته، با احترام به خانم دبير ما سلام داد و خودش را معرفي كرد: «من گاو هستم!»
- خواهش مي كنم، ولي...
- شما بنده را به خوبي مي شناسيد.
من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله اي كه شما ديروز در كلاس، او را به همين نام صدا زديد...
دبير ما به لكنت افتاد و گفت: «آخه، مي دونيد...»
- بله، ممكن است واقعاً فرزندم مشكلي داشته باشد و من هم در اين مورد به شما حق مي دهم.
ولي بهتر بود مشكل انضباطي او را با من نيز در ميان مي گذاشتيد. قطعاً من هم مي توانستم اندكي به شما كمك كنم.
خانم دبير و پدر دانش آموز مدتي با هم صحبت كردند.
گفت و شنود آنها طولاني، ولي توأم با صميميت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه كارتي را به خانم دبير ما داد
و با خداحافظي از همه، مدرسه را ترك كرد.
وقتي او رفت، كارت را با هم خوانديم.
در كنار مشخصاتي همچون نشاني و تلفن، روي آن نوشته شده بود:
«دكتر... عضو هيأت علمي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه...»
منم گاوم. ماااااااااااااااا
15 سال و 4 ماه و 24 روز و 17 ساعت و 14 دقيقه قبلمن با شما نیستم.... من آدمم!!!
15 سال و 4 ماه و 24 روز و 13 ساعت و 16 دقيقه قبلتو اون معلمه هستی!!!
15 سال و 4 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 49 دقيقه قبلمن اصلا بازی نیستم...
15 سال و 4 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 47 دقيقه قبلآموزنده بود متشکرم
15 سال و 4 ماه و 23 روز و 1 ساعت و 1 دقيقه قبلخواهش میکنم
15 سال و 4 ماه و 23 روز و 48 دقيقه قبلمن با اژازت توی یک میکروبلاگ دیگه زدم این مطلب رو.... وقتی نوشتم من گاو هستم هنگ کرد.... نیم ساعت بعدش رفتم بقیش رو تو دیدگاه نوشتم... 500 تا لایک خورده بود!!!
15 سال و 4 ماه و 23 روز و 43 دقيقه قبلخواهش میکنم. موفق باشی. خوشحالم اونجا بچه ها خوششون اومده بود
15 سال و 4 ماه و 23 روز و 41 دقيقه قبلاز این که نوشته بودم من گاه هستم خوششون اومد!!
15 سال و 4 ماه و 23 روز و 38 دقيقه قبلشما گاه هستین؟!
15 سال و 4 ماه و 23 روز و 37 دقيقه قبلمهم نیست مهم اینه که شما به قول خودت تو بازی نیستی!
من گل هستم




15 سال و 4 ماه و 23 روز و 31 دقيقه قبل.
باشه دیگه نیستم بازی
.
.
.
تیک تاک
15 سال و 4 ماه و 23 روز و 30 دقيقه قبل