دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خیلی وقته..رد پام...رو ماسه ها ...تنها میرن.......

1390/02/24 - 20:07 در برای مخاطب
2 ديدگاه
حامد بیازی

خوابی دیدم . . خواب دیدم درساحل دریاباخداقدم میزدم . . برپهنه آسمان صحنه هایی از زندگیم برق زد ؛ درهرصحنه دوجفت ردپاروی شن دیدم , یکی مال من ویکی مال خدا ؛ وقتی آخرین صحنه درمقابلم برق زد , به پشت سرنگاه کردم وبه جای پاهای روی شن . . دیدم گاهی یک رد پاروی شن بود . . !؟! واین درسخت ترین لحظات زند گی من . . ! بخداگفتم:مگه نگفتی دربدترین شرایط کنارمی؟!چرادربدترین اوقات تنهایم گذاشتی؟!؟!خداگفت : من درکنارت بودم وهرگزتنهانیستی. . اگردرآن بدترین لحظات یک جفت پادیدی . . . نودرآغوش من بودی ...

15 سال و 4 ماه و 7 روز و 16 ساعت و 51 دقيقه قبل
aynor

نویسنده های ناشناس.........ممنون اقای گودرزی

15 سال و 4 ماه و 7 روز و 14 ساعت و 55 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)