دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادآور خاطرات کودکی..........(دیدگاه)

1390/03/02 - 01:12 در برای مخاطب
3 ديدگاه
aynor

كسى كه ناز مرا مى كشيد مادر بود كسى كه حرف مرا مى شنيد مادر بود
كسى كه گنج بدستم سپرده بود پدر كسى كه رنج به پايم كشيد مادر بود
كسى كه شيره جان مى مكيد من بودم كسى كه روح به تن مى دميد مادر بود

كسى كه در دل شب از صداى گريه من سپندوار زجا مى جهيد مادر بود
كسى كه خارى اگر پيش پاى من مى ديد چو غنچه جامه به تن مى دريد مادر بود
كسى كه دور اگر مى شدم ز دامانش برهنه پا ز پيم مى دويد مادر بود




ز دست دشمن هستى در اين سيه بازار كسى كه جان مرا مى خريد مادر بود
كنار بستر بيماريم پرستارى كه تا به صبح نمى آرميد مادر بود

بروزگار جوانى كسى كه قامت او به زير بار محبت خميد مادر بود
كسى كه در غم و اندوه و در پريشانى به دردهاى دلم مى رسيد مادر بود
گهى خشونت و تندى گهى عطوفت و مهر نشان و مظهر بيم و اميد مادر بود

گهى دعا و ثنا گاه ناله و نفرين بهشت و دوزخ و وعد و وعيد مادر بود
غرض كسى كه ز دنيا و آرزوهايش براى خاطر من دل بريد مادر بود
كشيد رنج ز آغاز زندگى تا مُرد كسى كه خير ز عمرش نديد مادر بود

يكى شكسته قفس ماند و خسته مرغى زار كه از ثَرى به ثريا پريد مادر بود
چو درگذشت نگارنده با تأسف گفت كه آن براه محبت شهيد مادر بود

15 سال و 4 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 41 دقيقه قبل
aynor

کسی که گنج به دستم سپرد بود...پدر.........خورشید زندگی همیشه پر از داستانه

15 سال و 4 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 2 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)