دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از اينكه رخ نموده هاله ي زردم....از اينكه مينمايم من يه بي دردم....از اينكه سخت درگيرم؛پريشانم...از اينكه از تمام من گريزانم...خجالت ميكشد احساس زن بودن...خجالت ميكشد حلقه به دست من...از اينكه روزها را به ناچاري من كشيدم دار...از اينكه سهم از بودن؛فقط روزن نه آن بسيار....از اينكه دار قاليچه هنوزم مانده بر ديوار...از اينكه سخت آزرده است وجودم از همه انگار....خجالت ميكشد شعر و همه احساس من بودن...خجالت ميكشد حلقه به دست من...

1390/03/18 - 12:10 در چهار راه
3 ديدگاه
azita

سلاام سوسن جون خوبی گلم ؟ زیبا بود مرسی

15 سال و 3 ماه و 12 روز و 21 ساعت و 51 دقيقه قبل
سوسن سعادت

سلام گلم؛ جوار شما خوبم؛ قابلي نداشت؛ خوشحالم كه خوشت اومد...دلم برات تنگيده بود عزيزم....

15 سال و 3 ماه و 12 روز و 21 ساعت و 48 دقيقه قبل
azita

فدات سوسن جونم ...خواهش میکنم عزیزم

15 سال و 3 ماه و 12 روز و 21 ساعت و 45 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)