دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

می خواهم برایت چتری باشم در تمام هیاهوی زندگانی و شور وحال عاشقانی , عشق آن نیست که با هم دیگر و کنار یکدیگر در تمام لحظات خوش و نا خوش در زیر باران باشیم , عشق آن است که یکی برای دیگری چتری باشد و اون هیچوقت نفهمه که چرا خیس نشده , می خواهم چتر زندگانیم همیشه بر عشقمان سایه افکند و چشم تو چشم هم به آینده نزدیک بنگریم و آنگونه از دوست داشتنم برایت بگویم که اشکانم از دیدن چهره ی تو فریاد شادی سر دهد و به خود ببالد که این بار اشک شوق است نه غم. چتر من به خود می بالد که دیگر برای یک نفر , سایه و پناه از اشک آسمان نخواهد بود. چشمانم هر لحظه برای دیدنت دلتنگی می کند و از خود بارانی می چکاند که می خواهد بگوید با تمام وجود دوستت دارم. آنقدر غرق در غرق هم هستیم که دیگر نه بارانی وجود دارد نه جدایی , دیگر ما یکی هستیم و عاشق هم. دیگر چشمانم عاشق با تو بودن است. چتر زندگی من چتر نبود , بهانه ایی بود برای دوست داشتن و با هم بودن. نمی دانم این عشق چه سریست که هر گاه به یاد تو می افتم تپش ضربان قلبم به فریاد زدن در می آید و پاهایم سست و بی اعتبار می شود و دستانم به لرزه در می آید و چشمانم همراه با

1390/03/26 - 21:52 در دوره
1 ديدگاه
Herose

همراه با اشکان ریز و کوچکش به تاری و سیاهی فرو می رود و چشمانم را که می گشایم دو باره چهره ی مهربان و آرامش بخش تو مانند یک مسکن در درون بدنم تزریق می شود و گویی انگار تمام زندگی را به من داده اند و آرامشی تمام وجودم را فرا می گیرد که قلبم فریاد می زند ای همه ی وجود من , نبود تو نبود من.

15 سال و 3 ماه و 4 روز و 5 ساعت و 23 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)