دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب بود و با دوستش روی پله جلوی ساختمان نشسته بودند. به که در آن تاریکی از سر کوچه می آمد اشاره کرد. بلند شدند و به سمت او رفتند(نیت اذیت کردن) هنوز چند قدمی جلو نرفته بودند که گفت: «برگردیم؛

1390/03/28 - 20:14 در تنهایی من
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)