دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خدايا!!!!!!! آن وقتها همه جا پيدايت ميكردم..... در قطره هاي باران، وقتي اشك ميريختي تا مارا بخنداني، در حنجره ي گنجشكها، وقتي كه از آنجا براي ما آواز ميخواندي، در پرتوي طلايي كمرنگ آفتاب پاييز كه با آن، دست گرم محبتت را برسرمان ميكشيدي... خدايا!!!!! چند وقتي بود كه تو را گم كرده بودم، ميان صداها و رنگها و آدمها...... در هياهوهاي براي هيچ.... امروز دلم ميخواد من هم برايت آوازي بخوانم، اشك بريزم تا شايد لبخند بزني....... بگويم كه چقدر دلم برايت تنگ شده بود......... راستي آن روزها.....تو گم شده بودي يا من؟؟

1390/03/31 - 10:50 در چهار راه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)