دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو به من خندیدی... و نمی دانستی... من به چه دلهره از باغچه همسایه... سیب را دزدیدم... باغبان از پی من تند دوید... سیب را دست تو دید... غضب آلوده به من کرد نگاه... سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک ... و تو رفتی... و هنوز... سالهاست که در گوش من آرام آرام... خش خش گام تو تکرار کنان... می دهد آزارم... و من اندیشه کنان،غرق این پندارم... که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت؟!!!

1390/04/18 - 01:22
8 ديدگاه
محدّثه

این محشره.....جواب فروغم اگه داری بذار لطفا......

15 سال و 2 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 40 دقيقه قبل
Peyman

از داشتني كه دارمش.ولي نميدونم كجاست.اگه ايراد نداره سر فرصت ميگردم و اطاعت امر ميكنم.

15 سال و 2 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 38 دقيقه قبل
حامد*مهدی سابق*

سلام.....اقا پیمان عزیز منم این شعرو خیلی دوست دارو .واسه همین با اجازتو ن هم جوابیه ی فروغ رو میزارم و هم جوابیه ی جواد نوروزی رو که به این دو تا شعر داده میزارم .براتون خطاب میزنم

15 سال و 2 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 28 دقيقه قبل
محدّثه

@حامد*مهدی سابق* وای! وای! مرسی...من اونم میخواستم، دیگه روم نشد به بچه ها بگم....این سه تا رو کنار هم بخونی،کِیف میکنی....

15 سال و 2 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 24 دقيقه قبل
حامد*مهدی سابق*

خوشحالم که خوشحالت کردم....البته از اقا پیمان عذر میخوام

15 سال و 2 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 22 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)