دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

anonymous
anonymous
socialism66

دانلود کتاب تونل اثر ارنستو ساباتو

1390/04/24 - 11:55 در کتـابخانه نســل آریـا
11 ديدگاه
anonymous

نویسنده: ارنستو ساباتو
مترجم: مصطفی مفیدی

از متن کتاب «دنیای ترسناکی است. این حقیقت بدیهی نیاز به اثبات ندارد.»

رمان کوتاه تونل حکایت تلخ و تاریک نقاش آشفته و منزوی است به نام خوان پابلوکاستل و دلمشغولی اش به یک زن. نام داستان: «تونل» کنایه یی است به تنهایی و انزوای شخصیت اصلی آن. کاستل نقاش نسبتاً معروفی است که ترجیح می دهد کمتر دیده شود. از منتقدان متنفر است و احساس می کند که کارش را هیچ کس نمی فهمد: « بیش از هر گروه دیگری از نقاش ها بیزارم. البته تا حدی به آن علت که نقاشی رشته یی است که من بهتر از رشته های دیگر از آن سر در می آورم و معلوم است که برای ما بسیار موجه تر است که از چیزهایی که از آن سر در می آوریم بیزار باشیم.» در یک نمایشگاه گروهی کاستل متوجه زنی می شود که به نکته یی در تابلوی او که دیگران نسبت به آن بی اعتنا بودند توجه نشان می دهد. زن از نمایشگاه می رود و کاستل روزهای متمادی به او فکر می کند تا این که یک بار به صورت اتفاقی او را در خیابان می بیند و تعقیبش می کند. در تمام این مدت کاستل مشغول خیالبافی است که در اولین ملاقات چه چیزی به زن بگوید. کاستل و زن با هم آشنا می شوند. اسم زن ماریا ایربیارنه هانتر است. کاستل متوجه می شود که ماریا همسر مرد کوری به نام آلنده است. با این حال ارتباط خود را با ماریا ادامه می دهد. ماریا کنجکاوی های راوی را درباره وضعیت و گذشته زندگی خود بی پاسخ می گذارد: «چرا باید به هر سوال جواب داد؟ من نمی خواهم درباره خودم حرف بزنم. خواهش می کنم راجع به تو صحبت کنیم. درباره کارهای تو، علاقه های تو. من پیوسته درباره نقاشی تو، درباره آنچه در پلازا سن مارتین به من گفتی فکر کرده ام.»

داستان به صورت یک فلاش بک روایت می شود. کاستل که به تمام اصول انسانی بی اعتقاد شده در زندان ماجرای کشتن ماریا را باز می گوید: «انگیزه من از گفتن این ماجرا خودپسندی نیست. شاید من مایل باشم تا حدی به غرور و خودپسندی تن در دهم. ولی این جنون شرح دادن هم جزییات واقعه برای چیست؟ »
[لینک]

15 سال و 2 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 8 دقيقه قبل
Saeed

سلاااااام . راستش نخواستم بالای دیدگاه شما دیدگاه بزنم . اون سلام قبلیو حذف کردم. راستی مدیر گروه شدنت مبارک

15 سال و 2 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 1 دقيقه قبل
anonymous

ما چاتریم دادا من مدیر نشدم مدیر کجا؟؟؟

15 سال و 2 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 50 دقيقه قبل
Saeed

مدیر متالکده! یادته؟ الان من و تو Admin های پیج هستیم ولی فعلا V.P.N من تموم شده

15 سال و 2 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 49 دقيقه قبل
anonymous

ایول دمت گرم بچه های اینجارو دعوت بزنیم بیان سپاس

15 سال و 2 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 31 دقيقه قبل
Saeed

من میتونم از اینجا و همچنین ایرانی های سایت متال استرمو دعوت کنم . تو هم اگه کسی یا جایی مدنظرت بود درنگ نکن

15 سال و 2 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 26 دقيقه قبل
anonymous

در گذاشتن دیدگاه درنگ نکن منم درنگ نمی کنم

15 سال و 2 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 18 دقيقه قبل
Saeed

اون هم به چشم ولی خداییش تا میتونیم آدم جذب کنیم.

15 سال و 2 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 16 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)