دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه روز یه آقاخرگوشه رسیدبه یه بچه موشه موشه دوید تو سوراخ خرگوشه گفت آخ وایسا کارت دارم من خرگوشه بی‌آزارم بیااز سوراخت بیرون نمی‌خوای مهمون یواش موشه اومدبیرون یه نگاهی کردبه مهمون دیدکه گوشاش درازه دهنش بازه شاید میخواد بخورتم یابا خودش ببرتم پس میرم پیش مامانم آنجا میمانم مادر موشه عاقل بود زنی باهوش وکامل بود یه نگاهی کردبه خرگوش گفت به بچه موش نترس جونم اون مهمونه خیلی خوب ومهربونه پس برو پیشش سلام کن بیارش خونه

1390/05/01 - 20:49 در دوره
2 ديدگاه
*فرياد*

ممنونم یاد کودکی ناب افتادم و غم از دلم پرزد

15 سال و 2 ماه و 7 روز و 23 ساعت و 5 دقيقه قبل
آزاده ایــرانی

ایشااله که هیچ وقت غم تو دلت راه پیدا نکنهه

15 سال و 2 ماه و 7 روز و 23 ساعت قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)