دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بی تو از کاروان عشق ، من جا مانده ام / از شکرانه ی نعمتی چون تو ، در مانده ام .

1390/05/04 - 17:20 در Im in love
1 ديدگاه
saeed zallaghi

شب چو ماه آسمان پر راز گرد خود آهسته مي پيچد حرير راز او چو مرغي خسته از پرواز مي نشيند بر درخت خشك پندارم شاخه ها از شوق مي لرزند در رگ خاموششان آهسته مي جوشد خون يادي دور زندگي سر مي شكد چون لاله اي وحشي از شكاف گور از زمين دست نسيمي سرد برگ هاي خشك را با خشم مي روبد آه ... بر ديوار سخت سينه ام گوئي ناشناسي مشت مي كوبد «باز كن در ... اوست باز كن در ... اوست» من به خود آهسته مي گويم: باز هم رؤيا آنهم اينسان تيره و درهم بايد از داروي تلخ خواب عاقبت بر زخم بيداري نهم مرهم مي فشارم پلك هاي خسته را بر هم ليك بر ديوار سخت سينه ام با خشم ناشناسي مشت مي كوبد «باز كن در ... اوست باز كن در ... اوست»

15 سال و 3 ماه و 16 روز و 2 ساعت و 5 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)