دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بی وفابودکه رفت.راحت وآرام ازمقابل شقایق هاگذشت,آنقدربیخیال که گویی هرگزبرایش دردورنج بابونه هامهم نبود,بی رحم وسنگدل چشم های گریان رانادیده گرفت.اوباتمام هستی اش رفت غافل ازقلب هایی که به خاطرش شکسته بودند.گویی التماس هیچ دستی برایش مهم نبود,انگارپاییزرانمیدیدکه بی صبرانه منتظربودپاروی جای پایش بگذارد.اورفت وگفت که منتظرش بمانیم ومن همچنان تاابدهمین جاهمراه تمام اشک هایم کنارپلکان شک وتردیددرانتظارش خواهم ماند اماهمیشه حس غریبی به من میگویدکه اگراومی خواست برگردد هرگزنمی رفت...

1390/05/05 - 15:56 در بروبکس توییت

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)