دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بخیه ... !

1390/06/18 - 02:42 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

دکتر کنارم نشست و بدون اینکه به صورتم نگاه کند، گفت:
«زخم عمیقی نیست، بدون بی حسی بخیه اش می کنم»
سرم را تکان دادم ولی او هنوز به صورتم نگاه نمی کرد که بفهمد،
برگشت و چیزی از روی میز برداشت و گفت:
«البته یه کم درد داره»
به سنگ های سفید و مرمر کف اتاق خیره بودم و گفتم :
«می دونم»
گفت: «پس قبلاً هم بخیه زدی»
گفتم: «آره»
گفت: «اونم بدون بی حسی بود؟»
گفتم:«آره، بی حس نبودم»
گفت:« الان خوب شده؟»
گفتم: «نه، هنوز جاش درد می کنه»
گفت: «کجا هست؟»
گفتم:« نمی دونم، خیلی وقته ازش بی خبرم»

نگاهی به صورتم کرد و دیگر حرف نزد ... !

15 سال و 11 روز و 13 ساعت و 56 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)