جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ ✔ عـلـ[بابا]ــی تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
روزگاری...
14 سال و 11 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 20 دقيقه قبلاینجا...
امید بود...
امیدی...
به صبحی دیگر...
شب اما طولانی شد و صبح نیامد!!!
آنچه آمد
درد بود
درد...
آه! که رسم سیاه نامرادی و نامهربانی های این عالم
شبم را ماندگار کرد و صبحی نیامد
...
یک پیاله باران
هوای دلم را تازه می کرد
اگر تو بودی
و ...
اینجا کنار دل خسته ی من می نشستی و با نسیم می خواندی...
فانوس این عمر! خاموش و خورشید آسمانش سرد شد
و اما این داغ جدایی را
هیچ اشک و مرهمی
سرد نخواهد کرد
...
بغض امانم نمیدهد تو برايشان بخوان
14 سال و 11 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 18 دقيقه قبلدیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
14 سال و 11 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 13 دقيقه قبلچهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت تدبیر ما به دست شراب دوساله بود
آن نافه مراد که میخواستم ز بخت در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
از دست برده بود خمار غمم سحر دولت مساعد آمد و می در پیاله بود
بر آستان میکده خون میخورم مدام روزی ما ز خوان قدر این نواله بود
هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید در رهگذار باد نگهبان لاله بود
بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود
دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود
آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود
حافظ
ای دوست درازنای شب اندوهان را از من بپرس که در کوچهی عاشقان تا سحرگاه رقصيدهام
14 سال و 11 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 9 دقيقه قبل