دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مامان بابام دعواشون شده بود 3 روز بود قهر بودن... بابام قبل از اینکه بیاد خونه زنگ زد بهم گفت بیا پارک سر خیابون کارت دارم!!!! رفتم گفتم جانم؟؟ برگشته میگه ببین رامین جان 3 شب هست که شام درست حسابی نخوردیم داریم هر شب نون و ماست میخوریم ، 3 شبه رو کاناپه دارم میخوابم کمرم تا نمیشه پدرم درومده!!! گفتم خوب چیکار کنم؟؟ دعوا نکنین خوب ، برگشته میگه ببین عزیزم باید یه فداکاری این وسط اتفاق بیوفته!!! گفتم بابا حرفات بـــــــــــــــو داره یعنی چی؟؟؟؟ برگشته میگه مامانت از قهرمان بازی خیلی خوشش میاد، تو باید الان که رفتیم خونه با مامانت الکی جر و بحث کنی بعد من بلند شم بزنم تو گوشت بگم ببند دهننتو به مامنت از گل نازکتر نباید بگی ، مثل این فیلما که ارازل اوباش دختررو اذیت میکنن فردین میره دختررو نجات میده :-> من: بابای متوهمه داریم؟؟؟ انگار میخواد مخ مامانرو بزنه واسه اولین بار!!! ارازل اوباش هم شدیم!!!

1390/08/25 - 03:19

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)