دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو نيستی تا علتی در آنها بيابم ...

1390/09/11 - 17:51 در Im in love
2 ديدگاه
./ DoostDar ./

عقربه‌ها می‌گذرند و می‌روند

به کجا؟
نمی‌دانم
تو نيستی تا علتی در آنها بيابم
همه را خاموش می‌خواهم حتا نفس‌هام را
تا انتظارت دوچندان نگذرد و مرا در خود غرق نکند
چه هميشه تصوير انتظاری به چشمانم کوبيده شده
از آن رو که آمدنت را هيچ‌گاه نديده‌ام
بودنت همه تصاوير نقاشی شده‌ای است که از ترس باران
به زير تخت کشانده‌ام.
من کجا اين همه ميله به چشم‌هام کشيده‌ام
که نه تو فهميدی نه آسمان،
کجا کور شدم که از نقاشی‌هام هم فريادی بر نيامد؟
که همه چيز
که همه آسمان
نه همين دست‌هاست که به سيبی بخشيدی
که همه آسمان
مرا با همين دست‌ها خريدی،
اسير کردی.
تا نه سيبی از زمين برويد نه از بهشت
که همه آسمان را با همين دست‌هات به اسارت بردی
تا نه از زمين رويشی باشد نه از بهشت سقوطی؟!
فکر کن همه سيب‌های زمين و آسمان را هم بخشيدم به تو
تا بهار بيايد
نمی‌شود؟

عباس معروفی

14 سال و 9 ماه و 19 روز و 4 ساعت و 14 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)