جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ ßάßάk яєzάiє تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
کوتاه ترین شبه امسال برای من:
.
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 38 دقيقه قبلمن ساعت 20.00 از سره کار رسیدم خونه،خیلی خسته بودم.از خستگی نمی تونستم سره پا بنشینم.کمی بیدار بودم و بعد خوابیدم.شبه یلدایه امسال برای من خیلی کوتاه بود
خواستیم با بچه ها بریم بیرون دعوا شد بتیم خونه ...حوصله نداشتم رفتم خوابیدم مهمونا رو تنها گذاشتم
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 38 دقيقه قبلTanhaye tanha to khune
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 37 دقيقه قبل توسط موبایلمثل شبهای دیگه
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 35 دقيقه قبلشب زیبا و بخور بخوری بود فقط حیف که زود تموم شد . لطفا وقتش رو بیشتر کنین. تازه امشب هم ادامه داره
مفصلتر. دیشب که زود خوسبیدم 
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 35 دقيقه قبلسرما خوردم حالم بد بود فقط غر زدم .زودم خوابیدم ولی جاتون خالی خوب هندوانه ای بود هم قرمز هم شیرین
جاتون خالی بود
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 33 دقيقه قبلعکسش رو میذارم در روز هایه آینده !!! یلدا در خونه دانشجویی !
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 33 دقيقه قبلمن که تو سفره خونه داداشم مونده بودم. آخه خودش خونه مادر خانمش دعوت بود...
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 32 دقيقه قبلچقدم دیر گذشت... خسته شدم
يك دقيقه بيشتر درس خوندی
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 28 دقيقه قبل توسط موبایلاول خونه مامانم اینا بودیم..کلی مهمون اومد زدیم بیرون
رفتیم خونه یکی از دوستان..جاتون خالی شومینه روشن کرده بود چای آتیشی و کوبیده سیخ گرفته عالی...نشستیم کنار شومینه تا تونستیم خوردیم و خوردیم تا ساعت 2...بعد دیگه انداختنمون بیرون
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 21 دقيقه قبل... شب برق ها رفته بود من ساعت ۹ خوابیدم ... یهو ساعت ۲ شب از خواب بیدار شودم.. رفتم سراغ ساعت دیدم ساعت ۲ هست .. دوباره .. گرفتم خوابیدم .. بعد ساعت ۴:۳۰ بیدار شودم .. بازم گرفتم خوابیدم .. دوباره بیدار شودم ساعت ۷ صبح .. برام بسیار جالب بود .. هر چی از خواب بیدار میشودم بارم شب بود ..این هم بود سرگذشت ملا نظر که در شب یلدا بود ... هاهاها
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 15 دقيقه قبلحوصله ام یه دقیقه بیشتر ازشبای دیگه سررفت...انار خوردم تا خرخره
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 7 دقيقه قبلمن تو خونه دانشجویی شمال بودم با بچه های قزوین و تهران و اهواز ! جاتون خالی خیلی خوش گذشت
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 52 دقيقه قبلسلام به همه.اول اینکه تا 7 شب کلاس داشتم بعدشم امدم خونه همه فامیلمون خونه ما بودن جاتون خالی خیلی گپ و خنده کردیم بعدش من پسرای فامیل رو با ماشین بردم بیرون گردش چرخیدیم دیـــــــــــــــــــــــــگه ........امدیم خونه شاااااااااااااااااااااام آماده بود خوردیم تا صبح نشسته بودیم.قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 47 دقيقه قبلتو دنبالر !!
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 45 دقيقه قبلمن ساعت 8 شب از باشگاه اومدم خونه یه ذره آجیل و 1 حب هندونه خوردم بعد گرفتم خوابیدم!
(آخه خیلی خسته بودم)(شام نخوردم)
فردا صبحش هم بلند شدم انار خوردم
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 43 دقيقه قبلبه معنی واقعی کلمه خودمونو خفه کردیم فقط هم من و مامان و بابا و داداشم بودیم ................
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 40 دقيقه قبلباحال بود هرچی داشتیم خوردیم بعد پیزا درست کردیم و با فال حافظ و اینا خوردیم و خوندیمو کلی از شعر خوندن داداشه مردیم از خنده حال داد درکل شب جالبی بود دممون گرم
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 36 دقيقه قبلتا ساعت 8 دانشگاه بودم بعد سریع اومدم خونه مامانبزرگم و تا اخر شب خوردیم و خوردیم و خوردیم...
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 36 دقيقه قبلرفتیم واسه زن داداشم شب چله ای بردیم..واسه من که چیزی نداشت ولی واسه زن داداشم فک کنم شبه خوبی بود کلی کادو گرفت

14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 36 دقيقه قبلبا دوستام کلی گفتیمو خندیدیم......................بعدم مسخره بازیو بخور بخور..................باتوجه به اینکه باید صبح ساعت 6 بیدار می شدم 2 خوابیدم
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 35 دقيقه قبلکلی برنامه ریزی کرده بودم ُبه بطالت نگذروندمش
/ یکم بیشتر خوسیدم 

14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 33 دقيقه قبلتو پادگان کلی میوه و خرت و پرت خریدیم از 9 تا 3 خوردیم و زدیم و رقصیدیم خیلی خوش گذشت البت هندونمون عین برف سفید بود یلدارم با یه شب تاخیر گرفتیم تازه شلغمم خوردیم شرط میبندم هیچکدومتون شب یلدا شلغم نخوردید
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 31 دقيقه قبل توسط موبایلمنو خونواده هم رفتیم خونه خالم اینا.خیلی خوش گذشت

14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 29 دقيقه قبلهندونه ی سفید سفید نمیدونم خودش اینجوری بود یا مارو دید رنگش پرید؛اولین شب یلدا بدون مامان و بابام توی خوابگاه
یه ۷؛۸تایی فال حافظ گرفتم درس در نیومد ولی فال پاسور جواب داد؛تا ۵و نیمم بیدار بودیم
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 26 دقيقه قبل توسط موبایل
عجب
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 5 ساعت و 42 دقيقه قبلمن تنهایی تنهایی
هندونه خوردن ، آجیل خوردم ، فال حافظ گرفتم ، انار خوردم البته کسایی بودن ولی واسه خودشون خوش می گذروندن منم حسابی خودمو تحویل گرفتم{-97-ج 
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 3 ساعت و 12 دقيقه قبلتو شب یلدا ما همه کنار هم جمع شدیم. رفتیم به فرانسه. زیر برج ایفل وایسادیم. یه عکس یادگاری گرفتیم. یه سری هم به موزه لووور زدیم. موقع برگشت به خونه رفتیم شیراز خدمت حضرت حافظ. سلام رسوند به بچه های دنبالر. شروع کرد غزل خوندم واسه من. واسه خود خودم. جا داره دز اینجا ازش تشکر کنم. و بعد یهو از خواب پریدم. تنهای تنها بودم و کسی نبود جز من تا صبح. عجب شبی بود.
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 18 ساعت و 24 دقيقه قبل
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 18 ساعت و 11 دقيقه قبل توسط موبایل@˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙فکر نمی کنم تنها بوده باشی.یک نفر رو داشتی.
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 4 ساعت و 57 دقيقه قبلمن شب یلدا پیش خونوادم بودم ولی بازم خس تنهایی میکردم زودهم رفتم تو اتاقم تنهایی بازم حس حالش بیشتر بود واسم اخه فیلم های تلوزیون تکراری بود کلا حال نکردم شب یلدای امسال بی مزه بود واسم☹
14 سال و 10 ماه و 16 روز و 6 ساعت و 14 دقيقه قبل توسط موبایل@ßάßάk яєzάiє بعضی وقت ها اینقدر مسائل بی اهمیت رو اونقدر برای خودمون بزرگش میکنیم که از کاه کوه میسازیم و مرتکب خیلی افکار نادرست مییشیم که باید بعدا تاوانشون رو بدیم. امیدوارم هیچوقت اینطوری نشی داداش؟ چیزی که بهش میگن توهم.
14 سال و 10 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 15 دقيقه قبلچه جالب..نظراتتون رو خوندم..
14 سال و 10 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 26 دقيقه قبلبه من که خیلی خوش گذشت..تولد مامانم بود اون شب..همگی دورهم جمع بودیم..اول مراسم تولد رو برگزار کردیم..بعدشم مراسم شب یلدا..خیلی خیلی خیلی خوب بود..خداروشکر..