جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ •٠·˙علی . Áli . 7 •٠·˙ تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
حاج احمد با همان عصایی که زیر بغل داشت آمد روی چهارپایه ایستاد و پشت میکروفن قرار گرفت. لحظهای در سکوت با دقت به چهرههای بچهها نگاه کرد و بعد گفت:
14 سال و 4 ماه و 1 روز و 23 ساعت و 4 دقيقه قبلبرادران! ما وقتي از تهران آمديم، قول داديم تا خرمشهر را از دست دشمن نگيريم، باز نگرديم. الان دشمن حالت انفعالي پيدا کرده است. ان شاءاللّه با انجام مرحله بعدي اين عمليات ضربه محکمي به او وارد ميآوريم و با ابتکار عمل در جبهه، کار دشمن را تمام و خرمشهر را آزاد خواهيم کرد.
برادران! تا به حال چندين بار از قرارگاه نصر به تيپ ما دستور دادهاند که بکشيد عقب، ولي ما اين کار را نکرديم. چون ميديديم که روحيه شما خيلي بالاست و با آنکه هر لحظه امکان دارد ارتش عراق شما را مورد حمله گاز انبري قرار بدهد، با اين حال شما خوب مقاومت ميکنيد. دشمن با اين همه پاتکي که کرده، حتي نتوانسته يک قدم جلو بيايد.
ما قصد داريم تا چند روز ديگر خرمشهر را آزاد کنيم. شنيدهام بعضيها حرف از مرخصي و تسويه زدهاند. بابا! ناموس شما را بردهاند - مقصود حاجي، خرمشهر بود - همه چيز شما را بردهاند! شما ميخواهيد برويد تهران چه کار کنيد؟ همه حيثيت ما اين جا در خطر است. شما بگذاريد ما برويم با آب اروند رود وضو بگيريم و نماز فتح را در خرمشهر بخوانيم، بعد که برگشتيم خودم به همه تسويه ميدهم.
الان وضع ما عين زمان امام حسين (عليه السلام) است. روز عاشوراست! بگذاريد حقيقت ماجرا را بگويم. ما الان ديگر نيروي تازه نفس نداريم. کل قواي ما در اين زمان، فقط همين شماها هستيد و دشمن هم از اين مسئله اطلاع ندارد. در مرحله بعدي عمليات با استفاده از شما ميخواهيم خرمشهر را آزاد کنيم.
مطمئن باشيد اگر الان نتوانيم اين کار را انجام بدهيم، هيچ وقت ديگر موفق به انجام آن نخواهيم شد. بسيجيها! شما که ميگوييد اگر ما در روز عاشورا بوديم به امام حسين(عليه السلام) و سپاه او کمک ميکرديم، بدانيد، امروز روز عاشوراست.
حاج احمد يک نگاه پر از لطفي به برادران که اکثراً با سر و صورت و دست و پاي زخمي روبروي او به خط شده بودند کرد و ادامه داد: به خدا قسم من از يک يک شما درس ميگيرم. شما بسيجيها براي من و امثال من در حکم استاد و معلم هستيد.
من به شما که با اين حالت در منطقه ماندهايد حجتي ندارم. ميدانم تعداد زيادي از دوستان شما شهيد شدهاند. ميدانم بيش از 20 روز است داريد يک نفس و بيامان در منطقه
میجنگید و خستهاید و شاید در خودتان توان ادامه رزم سراغ ندارید. ولی از شما خواهش میکنم تا جان در بدن دارید، بمانید تا که شاید به لطف خدا در این مرحله بتوانیم خرمشهر را آزاد کنیم...
14 سال و 4 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 35 دقيقه قبلدر آخر صحبتهایش، در حالی که اشک از چشمانش سرازیر شده بود، گفت: خدایا! راضی نشو که حاج احمد زنده باشد و ببیند ناموس ما، خرمشهر ما، در دست دشمن باقی مانده. خدایا! اگر بنابراین است که خرمشهر در دست دشمن باشد، مرگ حاج احمد را برسان!
سخنرانی روز پنجشنبه 30 اردیبهشت سال 61
همزمان با شب آغاز مرحله سوم عملیات الی بیتالمقدس
مکان: دارخوین