دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تلخی غلیظی می‏آید و سر گلو انباشته می‏شود. گاه گاهی از گوشه‏ی چشم سرریز می‏کند. تبدیل به خشم می‏شود و راه نفست را تنگ می‏کند. زیر لب ذکر من خوب می‏شم، خوب می‏شم، بزرگ می‏شم، عاقل می‏شم می‏گیری. یکی از آن تو ها به جایت جیغ می‏کشد.

1391/03/03 - 15:00
6 ديدگاه
الهــــ ه

این شعر را

صبح زود بخوانید

پیش از آن كه چشم هایتان را بشویید !

درست وقتی كه جهان

همان اندازه گنگ و تیره است

كه باید باشد

( كثیف ِ كثیف )

شبیه پدیده ای كه در چشم هایت نگاه می كند وُ

با لبخندی كج

قطار كلمه را

از ریل خارج می كند

ببخش آقای سپهری !

اما من جور دیگری فكر می كنم

این روزها

چشم ها را نباید شست

بگذار خون جلوی چشم هایمان را بگیرد.

"علی محمدی "

14 سال و 3 ماه و 28 روز و 9 ساعت و 57 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)